|
در حکم یک نعره سوختن/بر سنگ قبری/شمعی برافروختن
|
یه آهنگ قدیمی ولی خیلی عالی ! محشره ! تو اینترنت آکورداش نیست و فقط اینجا هست ! اگرم باشه اصلا درست نیستن ...
F C G7 Dm7
سفیدی و چشمات سیاه سیاه چشام تویه شطرنج تو مات شد
Am Em G F
روزی که موهاتو شرابی زدی یکی دائم الخمر موهات شد
F C G7 Dm7
ازت ضربه خوردم هلاکم نکن چقدر پشت پاهاتو محکم زدی
F Em7 G Dm7
هنوز فکر سرگیجه های توام همون لحظه هایی که دورم زدی
Dm7 A7 C Dm7 C7 C
لعنت به تنهایی و تنهایی و تنهایی لعنت به این سیگارهای کنت نعنایی
F Em Dm7 Em Dm7 F G Am F Dm7
لعنت به هر کی غیر من بابه دله تو بود به فندکی که کادوی ناقابل تو بود
F Em G F
تو رو تو کدوم کوچه گم کردمو بیا بیقراریمو سرکوب کن
F EM Dm G7 Dm7
به سمتم به فکر عقبگرد باش منه بخت برگشتو خوب کن
F C G7 Dm7
به دادم برس اعتیادم به تو ریه هامو خاکستری میکنه
F Em Dm7 G Dm7
کدوم خونه دیوونگیه منو یه شب پیشه تو بستری میکنه
ب اینکه هیچوقت درک درستی از زمان و مکان نداشته .لحظه هاشو به گند ترین شکل ممکن هدر داده و چشم هاش تو سیاهی مطلق غرق شده

اگر زندگی را مثل یک نخ سیگار در نظر بگیری
که در حال کام دادن به "کننده اش"
دارد یواش یواش میسوزد و میسازد
سهم من زیرسیگاری کوچکیست
که خاکستر روی هم ریخته شده اش
در یک محیط کاملا سمی
نفسم را به بدترین شکل ممکن گرفته است
زل زدم به رنگ چشمات . مجهول تر از همیشست و من باز هیچی ازشون نمیفهمم . فقط میدونم که توی یه سراب خودساخته ! گرفتار شدم . از قبل میدونستم قراره اینجوری بشه . لحظه شماریشو میکردم . حالا من باید ادامه بدم ! به گول زدن خودم ادامه بدم و وانمود کنم همه چی مرتبه ! درصورتی که نیست !
امروز بهم ریختم ! تاحالا عادت نداشتم راجب چیزایی که ازارم میده واسه کسی حرف بزنم ! از مورد ترحم واقع شدن متنفرم و تو اینو میدونی ! پیش هرکی گله میکنم از خودمون ، ازم تعریف میکنه ! میپرسم چرا و این تعریفارو از کجا میاری ؟ و همشون از تو برام میگن ! از تویی که نمیدونی داری با هردومون چیکار میکنی . از من پیش کسی تعریف نکن ! منو نخواه وقتی بهم اعتقادی نداری . وقتی حتی حاضر نیستی چند ثانیه از عمرمون و باهم تقسیم کنیم .
بلاتکلیفی خوب نیست اونم از نوعی که من الان توش قرار گرفتم ! چقد دشمن دارم من ! احتمالا یا زیادی بد بودم یا زیادی خوب ! دوستام چنتاشون تبدیل شدن به دشمنم ! متوجه اتفاقات اطرافم نمیشم ! و این بده .
از چند شب پیش شروع کردم به خیالبافی راجب کاری که قراره انجام بدم ! امروز با مهدی از چیزایی حرف زدم که فقط تو خلوتم با خودم درمیون میذاشتم ! مهدی بعد از حرفای اون شبش مخصوصا چیزایی که درباره خودش بهم گفت کلا دید منو نسبت به خودش عوض کرد ! دلم براش میسوزه ! کاش بتونم کمکش کنم ! منی که خودم بهکمک احتیاج دارم منطقی نیست به فکر بقیه باشم ! اما هستم ! چون منم !
عشق چیز پیچیده ایه مخصوصن وقتی یه سر قضیه به تو وصل باشه ! بدی ماجرا همینجاست !
دیالوگی که به ذهنم میرسه و الان فقط دارم بهش فکر میکنم اینه . ارواح ما نفرین شده !
من اصلا تاحالا نخواسته بودم که تو این وبلاگ آکورد هیچ آهنگی رو بذارم ! منتها یه آهنگ خیلی خوب به گوشم رسید و یکم گشتم دیدم که تو اینترنت آکورداش نیست . تصمیم گرفتم خودم آکوردشو برای اولین بار تو وبلاگم بذارم ! آکورد آهنگ زیبایی از رستاک !
Bm Gb Gbm Db Gbm
بگو منو یاد کی میندازی که اینقدر چشماتو دوست دارم
Gbm Db D Db Db7
من عاشق موی بلند بودم اما موی کوتاهتو دوست دارم
Bm Gb Gbm Db
بگو تو رو قبلا کجا دیدم که اینقدر حرفامو میفهمی
Gbm Db D Db Db7
مثله پرستاری شدی واسه این عاشقه دیوونه ی زخمی
Gbm Db D A E Bm
نه چشمات آبیه نه موهات خرمایی بگو چیکار کردی که اینقدر زیبایی
Gbm Db D Db D A E Bm
نه چشمات آبیه نه موهات خرمایی بگو چیکار کردی که اینقدر زیبایی
D A E Bm
دنباله یه نشونه میگردم تا حل کنم شاید معماتو
Gbm Db D Db Bm
چجوریه که بین آدمها از همشون راحتترم با تو
D A E Bm
چجوریه که حاله دنیامو با یه دوست دارم عوض کردی
Db Db7 Bm
اخمامو دیدی و نرنجیدی با خوندن شعرام حظ کردی
حس رفنن دارم !
ولی میدونم غربت سخته
و اینکه موندن سخت تر .
باید پشت کنم به تمام چیزهایی که تاحلا ساختم ..
حتی باید به لحظه هایی که ساختمشون پشت کنم
چون میخام همه چیو فراموش کنم و بعد برم !
در اتاق سرد و تاریک خود
تنها نشسته است
و به تصویر ماتی از تو نگاه میکند...
مردی که احتمالا چند قرن پیش
محو تماشای تو بوده
و من نشسته بودم رو به روی کسی که نمیدانستم کیست . از درون پر رمز و رازش هیچ چیز نمیدانستم . و از چشم هایش که مثل همیشه مجهول و گنگ و گیج بودند هیچ چیز به سمت تشویش اضطراب گونه ام تراوش نمیشد . انگار که ساعت هارا به انتظار چیزی باشی که نمیدانی چیست . و هر لحظه زمان تو را و زندگی ات را رو به وخامتی شدید تر ، یاسی عمیق تر و تشنجی سرسخت تر میکشاند . و تو تنها سکوت کرده ای تا به نابودی خود بنشینی و نظاره گر سخت ترین و هولناک ترین اتفاقات زندگی ات باشی .
+
سپید پوشیده بودم با موی سیاه
اکنون سیاه جامه شدم با موی سپید